روانشناسی رنگ سیاه در فشن
در غرب، پوشیدن لباس سیاه در عزاداری، نشانهای آشکار از غم و اندوه است. از توگا پولا رومی گرفته تا آیینهای عزاداری ویکتوریایی، تا فروشگاههای عزاداری قرن نوزدهم که لباس سیاه مخصوص بیوهها را عرضه میکردند.
در قدیم، به خصوص در اروپای قرن ۱۶ تا ۱۹، رنگ مشکی گران بود و لباس مشکی به نمادی از ثروت و جایگاه والا تبدیل شد.
کوکو شانل هم در عصر خودش رنگ مشکی را از رنگ عزا به لوکسگرایی تغییر داد و «لباس مشکی کوتاه» در دهه ۱۹۲۰ به نمادی از ظرافت مدرنِ کاربردی تبدیل شد.
با این حال در روانشناسی و ادبیات، رنگ سیاه را با ظرافت، اقتدار، رمز و راز، و همچنین با غم، اضطراب و پرخاشگری مرتبط میدانند.
اثر پروتئوس (مطالعهای توسط فرانک و گیلوویچ) نشان میدهد که لباسهای مشکی منجر به پرخاشگری بیشتری نسبت به لباسهای سفید میشوند، و باعث میشوند هم پوشندگان و هم ناظران، رفتارهای طرف مقابل را پرخاشگرانه تفسیر کنند.
و در مد، رنگ مشکی میتواند لاغرکننده، رسمی، و زرهی احساسی برای پوشنده باشد. فرد سیاهپوش اغلب فضا را در سلطه خود میگیرد، بدون آنکه کلمهای حرف بزند.
پوشیدن لباس مشکی به عنوان لباس عزاداری، یک رسم عمدی است. اما در عین حال، پوشیدن لباس مشکی در صحنههای مد، به ویژه در دوران پس از شنل، اغواگری، خطر و سرکشی را تداعی میکند.