الکساندر مککوئین، نابغهی جنجالی فشن
الکساندر مککوئین طراح داستانسرایی بود که صحنهی فشن شوها را به تئاتر بدل میکرد و لباسهایش بیانیهای از قدرت و عواطف بودند. آثار او جسورانه، بیپروا و گاه آزاردهنده بودند. اما پشت این نمایش و زیبایی، مردی بهشدت حساس پنهان بود که با تاریکیهای درونی خود دستوپنجه نرم میکرد.

از سویلرو تا مرکز دنیای فشن
لی الکساندر مککوئین در سال ۱۹۶۹ در محلهی ایست اِند لندن به دنیا آمد. او کوچکترینِ شش فرزند یک خانوادهی کارگری بود و از کودکی لباس در دفتر مشقش طراحی میکرد. در نوجوانی شاگردی در خیابان سویلرو را آغاز کرد و نزد استادانی که برای خاندان سلطنتی لباس میدوختند، خیاطی آموخت.

سپس لی در Central Saint Martins مشغول تحصیل شد. کالکشن فارغالتحصیلی او در سال ۱۹۹۲، الهامگرفته از جک قاتل Jack the Ripper بود و توجه ایزابلا بلو، سردبیر مجلهی تتلر، را جلب کرد. ایزابلا کل کالکشن را خرید و اصرار داشت مککوئین بهجای "لی" از نام "الکساندر" استفاده کند. از آن زمان، او بزرگترین حامی و الهامبخش مککوئین شد.

نمایش مُد بهمثابه تئاتر
فشن شوهای مککوئین هیچگاه فقط دربارهی لباس نبودند؛ آنها تجربهای فراموشنشدنی، تکاندهنده و عاطفی بودند. او مهارت خیاطی خود را با پیامهای عمیق در هم میآمیخت:




او به سراغ مضامینی چون مرگ، هویت، بیماری روانی، استعمار و زنانگی رفت و باور داشت:
«هیچ طراح بهتری از طبیعت وجود ندارد.»
لباسهای مککوئین از لحاظ خیاطی بینقص بودند و پیامهایی گوتیک، بازی دائمی میان قدرت و لطافت و تاریکی پشت زیبایی را در خود داشتند.

در حالیکه دنیای فشن مجذوب آثارش بود، زندگی شخصی مککوئین هر روز سنگینتر میشد. او سالها با اضطراب و افسردگی درگیر بود و از کار خود برای بیان دردهایش استفاده میکرد. در دورانی که حتی دنیای مد هم وانمود میکرد گرایش جنسی وجود ندارد، او آشکارا همجنسگرا بود و بیپرده از آزار جنسی دوران کودکیاش سخن میگفت.

مرگ ایزابلا بلو در سال ۲۰۰۷ برای مککوئین بسیار سخت بود. آنها از نظر حرفهای از هم فاصله گرفته بودند، اما مرگ او اندوه و احساس گناهی به جا گذاشت که الکساندر هرگز از آن رهایی نیافت. در سال ۲۰۱۰، تنها ۹ روز پس از مرگ مادر عزیزش، جویس، مککوئینِ ۴۰ ساله در خانهاش در لندن خودکشی کرد.
یادداشت کوتاهی باقی گذاشت:
«از سگهایم مراقبت کنید. ببخشید. دوستتان دارم.»
میراث به جا مانده
مرگ الکساندر مککوئین شوکی بزرگ به دنیای فشن وارد کرد؛ نه تنها بهخاطر تأثیرگذاریاش، بلکه به این دلیل که نشان داد حتی نبوغ نیز انسان را از رنج محافظت نمیکند.

آخرین کالکشنش، که پیش از مرگ کامل کرده بود، پس از درگذشتش به نمایش درآمد. این کالکشن الهامگرفته از فرشتگان، مذهب و زندگی پس از مرگ بود؛ گویی مککوئین در حال وداع کردن بود.

پس از او، برندش با هدایت سارا برتون، دوست و دستیار نزدیکش، ادامه پیدا کرد. مشهورترین اثر سارا، طراحی لباس عروسی کیت میدلتون بود. اما صدای بیپروا و ریسکپذیری الکساندر مککوئین همچنان در دنیای مد بیهمتاست.
